در آبان 1381 هيأت دولت طرحي را مصوب نمود كه طي آن گاز اتيلن بوسيله خط لوله از عسلويه تا مهاباد انتقال يافته و زمينهساز تأمين خوراك 5 واحد پتروشيمي در استانهاي كهكيلويه و بويراحمد، لرستان، كردستان، كرمانشاه و آذربايجان غربي گردد. اين خط لوله 1600 كيلومتري كه زمان اتمام ساخت آن بهمن ماه 1386 پيشبيني شده بود اهداف زير را دنبال مينمود:
- جبران عقبماندگي استانها با شاخصهاي توسعه زير شاخص ميانگين كشور
- اشتغالزايي
- مشاركت فعال بخش خصوصي
- تحرك بخشي به فرآيند توليد
- ارتقاي فناوري در بخش پتروشيمي
در مطلب حاضر به نقد اين پروژه و ارزيابي فاصله آن با اهداف تعيين شده مي پردازيم.
مطلب حاضر بيان مدل توسعه صنايع پايين دستي پتروشيمي است كه سالها، كشورهاي پيشرو در عرصه توليدات مواد پتروشيمي و شيميايي با ارزش نظير آلمان با استفاده از آن، عليرغم دوري از مواد اوليه ارزان توانسته اند قطبيت تولي مواد با ارزش افزوده را در جهان از آن خود كنند. اين مهم با توسعه نظام مند صنايع پايين دستي پتروشيمي در قالب پاركهاي صنعتي پتروشيمي وشيميايي و ايجاد بنگاههاي كوچك و متوسط پتروشيمي دانش بنيان موجبات توليد محصولات باارزش، نوآوري و توليد محصولات جديد، كارآفريني و ايجاد شغلهاي پايدار، مديريت و كاهش هزينه توليد و در نهايت كسب حداكثر ارزش افزوده از مواد خام پتروشيمي، فراهم آمده است.